close
تبلیغات در اینترنت

جوک

تبلیغات:

منو تو بکس

helli7 namaz

کدیار



جستجوگر پیشرفته






موضوع : عکس دیدنی , جوک , دیالوگ تصویری ,

1157425_569861399717696_189609721_n.jpg



امتیاز :

حرف بد نزن نوشته شده در سه شنبه 09 مهر 1392 ساعت 16:33
   توسط : sina

موضوع : خندستان , جوک ,

اس ام اس، جوک ، طنز جدید و با حال
یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!
مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه.
رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه.
مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!
یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟
ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری!
معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟
شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!
مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد
علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!
معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟
شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!
معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟
شاگرد: دندان مصنوعی است
یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم!
یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.
می دونی ب.م.م یعنی چی؟ یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترك.
حالا می دونی م.ب.ب یعنی چی؟ یعنی مربا بده بابا.
یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!
دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!
جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟


امتیاز :

برچسب ها : جوک , خنده , باحال , اس ام اس ,
اس ام اس، جوک ، طنز جدید و با حال نوشته شده در یکشنبه 07 مهر 1392 ساعت 15:57
   توسط : sina

موضوع : خندستان , جوک ,

یه خانمی با ماشین تو جاده در حال رانندگی بود و آقایی هم داشت

 

با ماشین خودش توی همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد

 

وقتی این دو به هم رسیدند؛ خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه

 

و خطاب به آقا فریاد میزنه حیووووووووون ...!!!!

 

آقا هم بلافاصله داد میزنه : میمووووووون ....!!!

 

بعدم هر دو به راه خودشون ادامه میدن و آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع

 

و هوشمندانه ای که نشون داده بود خوش به حالش شده بود! فقط

 

وقتی سرپیچ بعد رسید یه گوزن با شدت خورد توی شیشه ی جلوی ماشین

 

نتیجه ی اخلاقی: مردها هیچوقت واقعا سعی نمی کنند بفهمند

 

که زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون میگن

 

نظر یادتون نره



امتیاز :

برچسب ها : جوک باحال , خیلی باحال , جوک , با حال ,
نمیفهمن خرکی یه مرد نوشته شده در جمعه 29 شهريور 1392 ساعت 17:43
   توسط : sina

موضوع : خندستان , جوک ,


 امروز تو صف نونوایی بودم که یه دفعه نونوا گفت کی سیر خورده؟


گفتم من


گفت بیا جلو نونتو بدم برو سریع!



تا حالا اینجوری تخریب شخصیتی نشده بودم

 



امتیاز :

برچسب ها : جوک , باحال , خنده ,
نونوایی نوشته شده در جمعه 29 شهريور 1392 ساعت 17:32
   توسط : sina

موضوع : خندستان , جوک ,

آقای مجری: این سشوار من کجاست!؟
بچه ها: سشوار!؟
آقای مجری: بابا سشوار...مگه نمیدونید سشوار چیه!؟ اون چیزی که باهاش سرمونو خشک میکنیم
کلاه قرمزی: حوله...
آقای مجری: حوله نه, اونی که باد میزنه
پسرعمه: پنکه...
آقای مجری: پنکه نه, باد شدید میزنه
ببعی: کولر
آقای مجری: ای بابا! باد میزنه, داغه
کلاه قرمزی: اطو اطو
فامیل دور: اجاق اجاق...
آقای مجری: بابا سشوار نشنیدید تا حالا!؟
فامیل دور: یه راهنمایی میشه بکنید آقای مجری؟ تو جیب جا میشه!؟
آقای مجری: ببینید سشوار...اینیکه تو حموم بود من میزدم به سرم
بچه ها: شامپو شامپو
آقای مجری: شامپو نه
فامیل دور: شما ریف میزنید به سرتون!؟
آقای مجری: من اون سشوار و میخوام...اون سشوار کجاست!؟
فامیل دور: سشوار بعید میدونم تو خونه داشته باشیم,
فوقش یه شوار که اونم اینجا نداریم.ما تو دور یه نفر و داشتیم که یه شوار داشت
بعد اون شوارش فوت کرد یه شوار دیگه گرفت شد 2شوار...سشوار دیگه نشنیده بودیم
آقای مجری: چرا خودتونو میزنید به اون راه!؟سشوار همونی که میگیریم سرمونو باهاش خشک میکنیم
فامیل دور: بیگودی


امتیاز :

برچسب ها : خنده , خنده دار , باحال , کولا قرمزی ,
کولا قرمزی :) نوشته شده در جمعه 29 شهريور 1392 ساعت 17:19
   توسط : sina

موضوع : خندستان , جوک ,

مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که
دستم از روی فرمون سر خورد هل شدم می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد
همزمان برف پاک کن خورد تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود
زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد
اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی
کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت
کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!
خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم  یه لگد زدم و همش رو ریختم



امتیاز :

برچسب ها : جوک , باحال , خندستان ,
بد شانسی نوشته شده در جمعه 29 شهريور 1392 ساعت 17:15
   توسط : sina


لینک دوستان
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به manotobax1 می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .
Your browser does not support http://manotobax1.rozblog.com/ frames or is currently configured not to display http://manotobax1.rozblog.com/ frames .Your browser does not support inlinehttp://manotobax1.rozblog.com/ or is currently configured not to display inline http://manotobax1.rozblog.com/ Your browser does not support inlinehttp://manotobax1.rozblog.com/ or is currently configured not to display inline http://manotobax1.rozblog.com/ .Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames
خرید ارزان - سلیم شاپ بزرگترین فروشگاه اینترنتی با ارائه ارزانترین قیمت.